پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - بازى تكرارى! - ضيائى فر سعيد

بازى تكرارى!
ضيائى فر سعيد

على ضيائى

پذيرش بازرسان سازمان ملل و بازديد آنها از تاسيسات رژيم بغداد، در شرايطى صورت گرفت كه ناظران مسايل سياسى آن را نه آخرين راه جلوگيرى از بروز جنگ، بلكه يكى از راهكارهاى به تعويق انداختن آن بر شمرده‌اند.
عده‌اى نيز خوش باورانه‌تر انديشيده و فرصت‌به دست آمده را زمانى براى پيشبرد مذاكرات بين المللى و منطقه‌اى براى جلوگيرى از بروز جنگ مى‌دانند.
در هر حال، آنچه مسلم است آن كه صدام به وضوح خطر بروز جنگ را احساس و به يقين باور نموده كه در يكى از شب‌هاى نه چندان دور، صداى آژير خطر بر بغداد طنين انداز شده و دوباره لرزه موشك‌هاى كروز و بمب‌هاى هدايت‌شونده را احساس خواهد كرد.
اجازه يافتن بازرسان در بازرسى از مراكز ويژه و ممنوعه، خود شاهدى گويا از مدعاى فوق است. در واقع صدام در صدد است تا با نهايت همكارى، به هر نحو ممكن، از بروز جنگ خوددارى نمايد.
اما از سوى ديگر، سران نظامى عراق از هم اكنون به جنگ روانى و تبليغاتى ويژه‌اى دست زده‌اند تا دشمن را به عدم حمله متقاعد سازند. اعلام حمله به كشورهايى كه پايگاه‌هاى نظامى خود را در اختيار ايالات متحده قرار دهند و تقسيم عراق به چهار منطقه نظامى جهت مقابله با تهاجم آمريكا، از جمله همين تبليغات است.
در يك جمع بندى نهايى مى‌توان به خوبى به اين مسئله پى برد كه دولتمردان عراق به خوبى به نزديك بودن وقوع حمله واقف بوده و خود را از هر حيث، جهت رويارويى آماده مى‌كنند.
اعطاى امتيازات ويژه به روسيه و عقد قراردادهاى اقتصادى به اين كشور كه با مشكلات اقتصادى زيادى دست و پنجه نرم مى‌كند، از جمله برنامه‌هاى كوتاه مدت جهت استفاده از جامعه جهانى براى مقابله با نظر بوش در حمله به عراق است. عراق هميشه به عنوان بازارى سودمند براى روسيه مطرح بوده است; لذا اكنون دولتمردان بغداد در صدد جلب نظر اين كشور براى سرمايه گذارى در صنعت نفت و گاز خود مى‌باشند تا به نوعى از قدرت روسيه در سطح جهانى براى جلوگيرى از بروز جنگ استفاده نمايند. مذاكرات براى انعقاد قرارداد سرمايه گذارى ٦٠ ميليارد دلارى شركت‌هاى روسى در صنعت نفت و گاز عراق، آن هم در وضعيت كنونى، بسيار زيركانه و هوشمندانه به نظر مى‌رسد. گويا عراق به نوعى در صدد تطميع دولت مسكو به عنوان بزرگترين پشتيبان خود بوده و در اين راه از هيچ كوششى فروگذار نخواهد نمود.
از سوى ديگر عراق ميلياردها دلار به روسيه بدهى دارد كه بروز جنگ مى‌تواند بازپرداخت آن را براى ساليان متمادى به تعويق اندازد و بازار عراق را از دست‌شركت‌هاى روسى براى مدت‌هاى مديدى بگيرد.
اتفاق نظر ايالات متحده و روسيه بر سر تغيير رژيم كنونى عراق، مى‌تواند علاوه بر تامين نظر آمريكا مبنى بر براندازى رژيم صدام و مبارزه با تروريسم، نظر روسيه را در از بين نرفتن منافع خود در عراق، در بر داشته باشد. اما آنچه در اين ميان عامل اختلاف باقى خواهد ماند، روى كارآمدن دولت جديد و وضعيت آينده عراق و نفت اين كشور است. روسيه به خوبى مى‌داند كه اقدام نظامى آمريكا در عراق، اين كشور را سال‌ها از دست روسيه خارج نموده، تمام منابع آن در اختيار آمريكا قرار خواهد داد. لذا با تمام توان در صدد جلوگيرى از بروز جنگ بوده است و به همين رو تغيير حاكميت در عراق در مقابل منافعى كه از دستش خارج مى‌گردد، برايش اهميتى ندارد.
بى‌گمان ورود نفت عراق به بازار در آينده، باعث كاهش قيمت‌هاى جهانى نفت‌شده و در دراز مدت به سود ايالات متحده خواهد بود. اما پيش‌بينى افزايش قيمت نفت تا مرز ٤٠ دلار در هر بشكه در تجارت جهانى و روند رشد آن، تاثيرات نامطلوبى خواهد داشت. در اين ميان روسيه و اروپا كه منابع عظيم نفتى همانند ايالات متحده ندارند، بيشترين تاثير را خواهند پذيرفت.
علت مخالفت كشورها نيز با حمله آمريكا به عراق نيز به همين مسئله مربوط مى‌شود. افزايش قيمت نفت در خلال جنگ، و چپاول منابع نفتى اين كشور توسط شركت‌هاى آمريكايى بعد از جنگ، عمده‌ترين دلايل مخالفت اروپا با لشكركشى به عراق است.
آنها از سويى به مخالفت‌با حمله به عراق برخاسته و از سوى ديگر با گرفتن امتياز، حاضر به همكارى با كاخ سفيدند.
به خطر افتادن منابع تجارى و تبديل شدن عراق به پايگاه بزرگ آمريكا در خاورميانه نيز يكى ديگر از جمله دلايل مخالفت روسيه و چين با حمله به اين كشور است.
در هر حال بعيد به نظر نمى‌رسد كه آمريكا به نوعى تفاهم اقتصادى با كشورهاى مخالف، در حمله به عراق دست‌يابد. زيرا منابع عراق آن قدر وسوسه‌انگيز است كه تمامى كشورهاى ياد شده آن را به مظلوميت مردم عراق ترجيح دهند.
علاوه بر منافع اقتصادى كه در دراز مدت نصيب ايالات متحده خواهد شد، حضور نظامى اين كشور در منطقه خاورميانه و تبديل عراق به پايگاه دائمى اين كشور، از اهداف بلند مدتى است كه تامين كننده نظم نوين آمريكايى در منطقه خاورميانه خواهد بود. تفاوت حمله آمريكا به عراق با حمله به افغانستان در آن است كه حضور نيروهاى آمريكايى در افغانستان با توجه به شرايط اقليمى و نژادى نمى‌تواند زياد طولانى باشد و در دراز مدت به بروز مشكلات عديده‌اى خواهد انجاميد كه در حال حاضر نيز شاهد حملات مكرر به نيروهاى آمريكايى در افغانستان مى‌باشيم. اما حضور نيروهاى نظامى آمريكا در عراق و ساير كشورهاى عربى به مراتب آسان‌تر بوده و مشكلات كمترى را در پى خواهد داشت. از سوى ديگر مركزيت عراق در خاورميانه بسيار استراتژيك‌تر از افغانستان بوده و دسترسى اين كشور به خليج فارس از اهميت ويژه‌اى براى حضور نظاميان آمريكا در عراق برخوردار است.
از سوى ديگر، سران كاخ سفيد مى‌پندارند كه با حمله به يكى از سه محور شرارت اعلام شده، مى‌تواند تمامى كشورهاى خاطى را به پاى ميز مذاكره كشانده و باج خواهى خود را از آن‌ها كامل نمايد. بهره‌بردارى سياسى و تبليغاتى از يك پيروزى مى‌تواند برگ برنده‌اى در سطح جهانى براى دكترين استعمارى اين كشور باشد.
لذا در شرايط كنونى كه هنوز جنگ عراق به وقوع نپيوسته است، سياستمداران كاخ سفيد به ارزيابى تبعات پيروزى در جنگ عراق بر روى ايران و كره شمالى پرداخته، كه تهديدهاى اخير كره شمالى در چند هفته اخير به همين سياق مى‌باشد. بى گمان باج خواهى‌هاى ايالات متحده، به عراق و كره شمالى ختم نشده، دامان ساير كشورها را نيز خواهد گرفت.
در مورد عراق و بعد از صدور قطعنامه ١٤٤١ و بازگشت‌بازرسان سازمان ملل به اين كشور نيز گمان مى‌شد كه ديگر جنگى در نخواهد گرفت، ولى مطالب اخير مطرح شده توسط سران ايالات متحده و ورود نيروهاى جديد به منطقه و فعال‌تر شدن تحركات نظامى آمريكا اين مسئله را قوت بخشيد كه در هر حال جنگ به وقوع خواهد پيوست و آمريكا تنها درصدد مبارزه با تروريسم نمى‌باشد.
به هر حال اين بازى در مورد ساير كشورها نيز صدق خواهد نمود كه آمريكا در پوشش مبارزه با تروريسم و شعارهاى ديگر، درصدد چنگ انداختن به منابع ملت‌ها و برهم چيدن حكومت‌هاى مخالف است; استراتژى خطرناكى كه در آينده به رويارويى بزرگى در جهان مى‌انجامد.